شيخ حسين انصاريان

87

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

مىخرند . تعصّب و ماجراى حديبيّه قرآن مجيد حميّت و عصبيت بى جا را از شؤون كفر دانسته و اين حالت حيوانى را كه مولود جهل و غرور و خشم و غضب است در سورهء فتح مردود دانسته است : إذْ جَعَلَ الَّذينَ كَفَرُوا فى قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ وَ ألْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَ كانُوا أحَقَّ بِها وَ أهْلَها وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَليماً » « 1 » [ ياد كن ] هنگامى را كه كافران [ پس از قرارداد صلح حديبيه ] دل هايشان را از تعصّب و خشم شديد جاهلى آكنده كردند ، پس خدا هم آرامشش را بر پيامبرش و مؤمنان نازل كرد و روح تقوا را [ كه حقيقت و جان توحيد است ] ملازم آنان نمود ، و آنان به [ روح تقوا ] سزاوارتر و شايستهء آن بودند ؛ و خدا همواره به هر چيز داناست . آيهء شريفه اشاره به ماجراى حديبيّه دارد . نخست به يكى از مهم‌ترين عوامل بازدارندهء كفّار از ايمان به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و تسليم در مقابل حق و عدالت اشاره كرده مىگويد : « به خاطر بياوريد هنگامى كه كافران در دل‌هاى خود نخوت و خشم جاهليّت را قرار دادند » و به خاطر آن مانع ورود پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان به خانهء خدا و انجام مراسم عمره و قربانى شدند و گفتند : اگر اينها كه در ميدان جنگ پدران و برادران ما را كشته‌اند وارد سرزمين و خانه‌هاى ما شوند و سالم بازگردند ، عرب دربارهء ما چه خواهد گفت و چه اعتبار و حيثيتى براى ما باقى مىماند ؟ ! اين كبر و غرور و تعصّب و خشم جاهلى ، حتى مانع از آن شد كه هنگام تنظيم صلحنامهء حديبيّه نام خدا را به صورت : بسم اللَّه الرحمن الرحيم » بنويسند ، با اين كه

--> ( 1 ) - فتح ( 48 ) : 26 .